احساس میکنم در متن پست قبل اصل سخن فدای حاشیه آن شده است. به نظرم بهتر بود متن آن را کمی جدیتر مینوشتم. شاید ادبیات متن موجود برای خواننده تکراری بوده و باعث خستگیاش شده است. برای همین اصل حرف را در این نیمچه پست گذاشتهام؛
بعد از ماجرای زاهدان مقامهای سیاسی ایران به سرعت اعلام کردند این حادثه بخاطر شکستهای اطلاعاتی غرب از ایران است.
به نظرم این اظهار نظر صرفا یک بازی سیاسی و رسانهای نیست. بلکه تکه گمشدهای است از پازل ربایش شهرام امیری.
داستان شهرام امیری داستان دنباله داری بود که کم کم داشت امثال مرا هم به شک وا میداشت. برایم ساده نبود پیروزی ایران را آنگونه که رسانههای داخلی نشان میدهند بپذیرم.
شاید گفتههای رسانههای غربی بسیار غیرقابل باورتر بود ولی چنین پیروزی بزرگی در عرصه سیاست بین الملل به این سادگیها قابل تصور نبود.
انفجار زاهدان و موضع گیری غیرمعمول مقامهای غربی کلید حل این معما بود.
«تلخ کردن این پیرورزی»، «انحراف اذهان عمومی»، «تغییر جو غالب اخبار در رسانهها» و «ایجاد یک فرصت برای تغییر جایگاه مقامات غربی» کمترین نتایج این حادثه بودهاند.
برخلاف نظر یکی از دوستان که حسن عابدینی را عامل این نتیجه گیریها و تحلیلها میدانند باید بگویم شادی نهفته در پیامهای سران غربی مطلب غیرقابل انکاریست. و همین برای من کافیست که بدانم زخم تازهای در تن شان بوجود آمده و اینگونه از التیامش ابراز شادی میکنند.
... ... ... ... ... ... ... ... ... ...
مطالب مرتبط:
ابهامات ماجرای شهرام امیری رفع شد
انفجار کور
