پیش‌نوشت۱: متنی که در ادامه مطلب میآید را فروردین ماه همین امسال نوشتهام. باقی پیشنوشتها هم مال همان موقع است. اگر خدا بخواهد میخواهیم این مطلب ترشی انداخته را مقدمه رونق دوباره وبلاگ کنیم! تمام مطالبی که در ادامه میخوانید مربوط به ده ماه پیش هستند... .

پیش‌نوشت۲: توصیه اکید دارم که اگر خواندن متن را شروع کردید تا آخرش را بخوانید. اگر هم الان حوصله خواند یک متن پنج هزار حرفی را با دیگر متعلقاتش ندارید به ضربدر قرمز  بالای صفحه، سمت راست مراجعه بفرمایید!

پیش‌نوشت۳: این متن را هیچکدام از نشریه‌های اصولگرا و اصلاح طلب دور و برمان تحویل نگرفتند. شما و خدا تحویل بگیرید برای‌مان کافیست!

پیش‌نوشت۴: این نوشته صرفا یک نظر شخصی‌ست و به هیچ وجه یک مطلب کارشناسی نیست. مطمئنا نظرهای سازنده شما مکمل این بحث خواهد بود و بدون آن این مطلب ناقص است.

پیش‌نوشت۵: در انتهای نوشته نقدی را که نویسنده‌ی محترم وبلاگ «اثیر» بر آن نوشته‌اند را آورده‌ام. می‌توانید بر نقد ایشان هم نقدی بنویسید!

پیش‌نوشت۶: اگر با تمام بندهای بالا موافقید روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رامین مرادی در چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۲۹ و ساعت 22:7 |
 

 

کارهای مهران مدیری را دوست دارم.

 

چون در بسیاری از آن­ها قهرمان داستان مظلوم و منزوی­ست.

اطرافیان قهرمان جهل مرکب دارند و به همین خاطر شاد و خرم زندگی­شان را می­کنند.

و قهرمان چون «می­فهمد» مظلوم و منزوی می­ماند.

نگاه­­های عاقل اندر سفیه بقیه به قهرمان، گریه آورترین خنده­های این آثار را خلق می­کند!

 

+ نوشته شده توسط رامین مرادی در جمعه ۱۳۸۹/۱۰/۲۴ و ساعت 0:34 |