اکنون در تهرانیم و در حال تنفس هوای دی­اکسید کربن­دار و نوشیدن آب نیترات­دارش می­باشیم. خیلی وقت تایپ ندارم که قیمت اینترنت اینجا سر به فلک می­کشد. باور بفرمایید تهرانی­ها کوچکترین رحم و مروتی ندارند! یکجوری به آدم می­گویند ساعتی ۱۵۰۰ تومان انگار که مفتکی نشسته­ام پای رایانه­شان! غرض ابلاغ بیانیه زیر بود:

بدینوسیله به استحضار تمام خوانندگان فهیم و با کمالاتمان می­رسانیم که نویسنده این وبلاگ از دیشب مفتخر به دریافت لقب «جوان برگزیده ایرانی» در بخش «جوان و رسانه» و رشته «سرمقاله و یادداشت» شده است.

تندیس جشواره، لوح تقدیر و پنج عدد سکه بهار آزادی عایدی ما از این لقب است. ولی همه شما مطلع باشید این عناوین همه لقب هستند و من نیستند! من همان نویسنده خاکی و مردمی(!) وبلاگ وزین «نون وَ الْقَلَمِ» هستم!

ان شاءالله فردا عصر تبریز هستیم. ضمنا هر کس وامی چیزی خواست خجالت نکشد می­توانیم از محل فروش سکه­ها یک قرض الحسنه­ی مشتی به او بدهیم!

اینجا را هم می­توانید بخوانید و نام مبارکمان را در بین برگزیدگان پیدا کنید.

... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

بعد نوشت: مشکلات بلاگفا باعث شد از خیلی از کارهایمان عقب بیافتیم. حالا بماند که لذت شنیدن تبریکات شما را هم به دلمان گذاشت! غرض طرح مطلبی بود که به نظرم لازم است گفته شود:

در این چند روزه و به طرق مختلف شاهد واکنش­های بعضا منفی نسبت به رتبه­ام در جشنواره بوده­ام. همینجا و با صراحت اعلام می­کنم که شخص بنده در کسب این رتبه کوچکترین نقشی جز نوشتن و ارسال آثارم به جشنواره نداشته­ام! و هیچکدام از داوران و دبیر جشنواره را تا قبل از گرفتن جایزه از نزدیک ندیده بودم.

از طرفی هم تاکید می­کنم برخی از دوستانِ بعضا آشنا و نزدیک، نوشته­هایی به مراتب ارزشمندتر از نوشته­های حقیر دارند. ولی به علت اینکه قالب نوشته­هایشان خارج از چهارچوب معیار داوران بوده موفق به کسب رتبه نشده­اند.

بنده با شش یا هفت اثر در این جشنواره شرکت کرده بودم که همگی در نشریه «آذرپیام» منتشر شده­اند:

۱. زمانی برای پوست‌اندازی رسانه‌ای
۲. اگر انسان نبودیم
۳. تابلوهایی برای دیده شدن
۴. فولاد اینقدر روسیاه نیست
۵. انقلابی از جنس وصله‏های یک کفش
۶. روز حس‏های متناقض
۷. نامعادله‌های «او»

لازم به ذکر است که موضوع آثار باید در حوزه نشاط اجتماعی، امید به آینده و هویت ایرانی و اسلامی می­بودند.

از تبریک همه دوستان سپاسگزارم و بخاطر رنجش برخی از آن­ها هم متاسفم. شاید اگر نوشته­ها را بر اساس صداقت و بی­ریایی رتبه­بندی می­کردند مطالب من در جایی به مراتب پایین­تر قرار می­گرفت.

+ نوشته شده توسط رامین مرادی در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۴/۲۹ و ساعت 12:58 |